خرید بک لینک
تجریش و بازار سنتی جمعه ۹ خرداد ۱۴۰۴ | 9:5 | پدر - دیشب پنج شنبه شب حدود ساعت ۸ شب قرار شد روز، روز ایلای و ددی! باشه. تصميم بر این شد که با مترو بریم. الان وسط امتحانات نهایی یازدهمته دخترک زیبای من . گفتم یه استراحتکی هم باشه برات. خلاصه دستت در دستانم رفتیم و حسابی پدر دختری خوش بودیم. بازار سنتی و چیزهای خاص خودش. خریداری هل و انجیر خشک خاص ترک و چای سفید بلومینگ و برگ مو ، بامیه و بی‌بی اسفناج ! دور میدون قدس هم کلی صف و سیب زمینی با ... برگشتنی هم با اتوبوس های بی آر تی تجریش تا تئاتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرشان شریعتی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 4:00

تابستان آخر دانش آموزی قبل کنکور
جمعه ۳ مرداد ۱۴۰۴ | 0:41 | پدر -

سلام دخترکم

دو هفته ای هست که کلاسای دوازدهم ات ۴ روز در هفته آغاز شده . قشنگ از همین اول مشخصه که برنامشون اینه که قشنگ باهاتون کار کنن. الان این تنها خودتی که یکسال باید زحمت بکشی تا آینده خوبی بسازی واست عزیزم.

بسیار دوستت می دارم دخمل ناز من

برچسب: نویسنده: آرشان شریعتی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 4:00

از اول آبان پنجشنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۴ | 18:25 | پدر - از اول آبان 5 روز هفته، بعد مدرسه براتون اردوی مطالعاتی گذاشتن تا 7 و نیم شب. من هم از سرکار مستقیم میام دنبالت و با هم میایم خونه. مسیر حدود چهل دقیقه ای تا خونه . قیطریه، صدر ، مدرس و ... . بی شک مسیرهای بیادماندنی در سالهای دور آتی برایمان در حال رقم خوردن است. صحبتهای صمیمی پدر دختری طی مسیر رو من لذت میبرم .دخترک پرتلاش من هر چی دلت میخواد رو با من روراست بهم بگو همیشه . من تنها پدر ، برادر و دوسست هم هستم جیگرم.بشدت دوستت دارم دخملک ناادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرشان شریعتی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 4:00

سلام دختر زیبای من

نزدیک امتحانات نهایی است . می دونم فشار زیادی رو داری تحمل میکنی. فقط لازمه که کمی همت کنی و به نکات ریز من و مامان گوش بدی تا مثل همیشه سربلند بشی.

سالهاست پیانو میخواستی که خدا رو شکر تولدت هم مبارکتر شد

برچسب: نویسنده: آرشان شریعتی تاريخ: شنبه 29 ارديبهشت 1403 ساعت: 21:19

طی دو روز بعد از ظهر جلسه دیدار ویژه دبیران با اولیاء بود. دوشنبه مامی رفت و سه شنبه ددی. من خانم کلاتیان فیزیک ، خانم مسروری هندسه و خانم نظرپور ادبیات رو دیدم و گفتگویی داتشیم باهاشون. خدا رو شکر دبیرای باسواد و دلسوزی داشتین. همه شون ازت رضایت نسبی درسی داشتن و بهتر از همه اخلاقت رو ستایش می کردندو کلاتیان می گفت استعداد ویژه و خاصی داری که با پشتکار بهترنها رو برات در آینده تصور می کرد فقط بشرطی که تو مسیر درست و با تلاش با همین فرمونی که الان داری پیش بری.خلاصه خوب بودش و راضیم ازت دخملکم. در کنارتیم تا آخر قدرتمندانه پیش بری. دم مممماممممی هم خیلی گرم که قشنگ داره ماهیگیری یادت میده . می دوستمت. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرشان شریعتی تاريخ: دوشنبه 13 آذر 1402 ساعت: 7:20

دخملی زحمت کشید . آزمون جانمایی تیزهوشان داد و از فرزانگان 7 به فرزانگان 2 قبول شد. آفرین دخترکم. ایشاله با همین فرمون پیش بری ، آرزومه که موفقیتهای اصلی و آینده زندگیتو با هم جشن بگیریم.صبا و صوفیا هم که برگشتن و حیفشون کردن بنده خداها رو. ایشاله که اونا هم زحمت بکشن و بتونن زندگی آیندشونو قشنگ بسازن.فردا شب هم قراره مسعود دایی اینا کوچ کنن کانادا. فکرشو بکن دارا و ندار دارن فرار میکنن!دوستت دارم دخملک قشنگ من ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرشان شریعتی تاريخ: يکشنبه 5 شهريور 1402 ساعت: 4:12

چند وقتیست پدیده ای جدید در مدارس دخترانه وطن موج می زند.

خیلی ساده موادی که استنشاقش موجب مسمومیت دختران سرزمینم می شود در مدارس فعال می شود و کارشان به بیمارستان می کشد!

فک کنم بیست روزیست که شما و آیلین هم نمیرید مدرسه!

مدرسه = خطر مسمومیت و بیماری!!

مدرسه= خطر کتک خوردن و بازداشت !!

با امید به اینکه روزی مدرسه = مدرسه باشد!


ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرشان شریعتی تاريخ: دوشنبه 7 فروردين 1402 ساعت: 6:40

چهارشنبه یازده شب صبا و صوفیا رو هم راهی کردیم و پریدن. کوچیک و بزرگ همه دنبال راهی برای فرار هستن تا کمترینهای حق خودشون از زندگی رو بدست بیارن و تو این مسیر پدر و مادرها از تمام گذشته و نتایج تلاشهاشون و هر آنچه که دارند و ندارند می گذرند . زندگی خود را فدای آینده شما بچه ها می کنند. ان شاءالله با تلاش و زحمت همگیمون شماها هم مسیر زندگیتون رو پیدا کنید و حقتون رو از این دنیا بگیرید.دوستتون دارم خوشگلای باوایی( ایلای و آیلینم) ادامه مطلب ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرشان شریعتی تاريخ: دوشنبه 8 اسفند 1401 ساعت: 18:06

آلودگی هوا و سرمای سخت علت غیرحضوری شدن مدارس بود طی دو ماه اخیر و تازه حضوریا مجدد شروع شد. البته نه اینکه سرما و آلودگی تموم شده باشه ها بلکم فقط اصرار وزیر آموزش و پرورش!!نمیدونم اقتضای سن ات است یا چیز دیگر دخترم. خیلی میخوایم تجربه های خودمونو و مسیر موفقیت رو بهت نشون بدیم اما اونطور که ما میخوایم گوش نمیدی عزیزکم. کمی تلاش بیشتر شمار ار به فرزانگان یک خواهد برد که فکر میکنم کل زندگی و آینده ات را تقریبا تضمین میکنه.دخترک ناز من. زمان تنها چیریه که وقتی گذشت هیچوقت و به هیچ ترتیب و پارتی و ... برنمیگرده. دوست داریم مسیرهایی که حداقل ماها رفتیم و نتیجه اش خوب نبوده رو شمار براش وقت نذاری گلم.آرزو میکنم همیشه در جهت آنچه که دوست داری موفق باشی عزیزکم. بشدت دوستت دارم. بوس ادامه مطلب ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرشان شریعتی تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 14:31

امروز عید غدیره . روز عید من و مامان حدود هفت و نیم بیدار شدیم. مامان از دیروز چسبیده به یه فیلم زبان اصلی و ول کن نیستادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرشان شریعتی تاريخ: يکشنبه 25 دی 1401 ساعت: 18:51

سلام بر دختر گل خودم

مدرسه ها شروع شده اما کمی تق و لق . شما که خودت میری میای 7.30 تا 14.30 و آیلین جان هم کمی رفت و امدش سخته چون هنوز سرویسش اوکی نشده. پیمانکار سرویس ظاهراً تن به نرخهای مصوب سرویس نمیده!! ( عجب هرج و مرجیه ! هر کسی شده ارباب خودش و زور میگن! ) .

امید که ایشاله همه چی درست بشه دخترکم که شماها بتونین در آرامش کامل رو اهدافتون متمرکز بشین.

دوستت دارم شدید


ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرشان شریعتی تاريخ: يکشنبه 25 دی 1401 ساعت: 18:51

سلام دخملک خودم. 

خدا قوت و خسته نباشی. اینروزا درگیر امتحانات پایانی کلاس هشتم هستی و به امید خدا میری واسه یه تابستون آروم و مفید . آرزوی سلامتی واست دارم و توفیق در برنامه ها و اهدافت. 

لپ تاپ لیمونادیت رو هم دادم تعمیر که ایشاله بتونی پایتونتو ادامه بدی. 

بشدت میخوامت عزیزکم. بوس بوس


ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرشان شریعتی تاريخ: پنجشنبه 9 تير 1401 ساعت: 8:21

دیروز روز دختر بود و منم که دختر دار. چه دخترایی. نفسای بابایی. از سر کار که برمیگشتم اول یه سر رفتم همون گل فروشی که همیشه میرفتم. حدود ساعت ۴ بود و هوا گرم .مغازه هم بسته بود و اس دادم گفتدحدود ۵ میاد. نمیشد منتظر بشم .خلاصه اومدم بازار گل ستاری و ایندفعه دو تا گل گلدونی کوچیک گرفتم واسه دو تا گل خودم که ایشاله قراره مراقبت کنن از گلها و بهشون برسن. دو تا کیک نقلی هم از آرامیس گرفتم و اومدم قموشی. خیلی خوشحال شدید و سورپرایز. ایلای یعنی همون نفس بزرگتر من در نقش نوجوان، وسط امتحانا با ۵ تا از همکلاسیا قرار بیرون . ایران مال. گذاشته بودن که برنامه ورزشی روز دختر داشت. خلاصه آماده شدیم و خونوادگی رفتیم سر قرار. اولین تجربه جالبی واسه همه مون بود. پدر و مادرای اکثر بچه ها هم اومده بودن و ما هم با هم آشنا شدیم .خونواده های محترمی که به حال و آینده فرزندانشون اهمیت میدادن و نگران بودن. همه درد مشترکی داشتیم و آرزومون این بود که ایشاله بچه ها تو مسیری بیفتن که عاقبت بخیر بشن. دوستت دارم شدید دخملکم. روزت هم مبارک   ادامه مطلب ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرشان شریعتی تاريخ: پنجشنبه 9 تير 1401 ساعت: 8:21

سلام بر دخملک عزیزتر از جانم امروز مامان رفت مدرسه ات تا هم کارنامه ات رو بگیره و هم ثبت نام کلاس نهم. نیمسال دوم رو بیشتر زحمت کشیده بودی .آفرین دخترم. معدل 18.08 .نسبت به ترکم قبل بهتر بود . ماشاالله همه بچه های مدرسه تون بیشتر تلاش کرده بودن. بترتیب تو رنج 70 درصدی کلاس خودتون و 50 درصدی کل کلاس هشتمیا. اوکی . خوبه عزیزک من. بی شک بدان که اگر به حرفهای من و مامان که منتج از  کوهی از تجربه است گوش کنی روز به روز بهتر و بهتر و موفق و موفق تر خواهی شد. باید کاری کرد که از خوندن درس هم همانند خوندن رمان لذت برد. و این واقعا می شود. واقعا داری می بینی که من وقتی چیزی میخونم لذت میبرم و هدفم یادگیریه . وقتی چیزی رو یاد میگیری بندرت و خیلی دیر فراموشت میشه و نهایتا با یه مرور کوچولو دوباره یادت میاد. درس رو نباید فقط برای نمره گرفتن خوند. اول یادگیری مفهومی و بعد کار کردن روی تکنیکهای نمره بالا بردن. با ما باش دخترکم . راهنمایت خواهیم بود و کمک حالت. شک نداشته باش کسی وجود ندارد که بیشتر از شما دوستش داشته باشیم. هستم در کنارت تا هر آنجا که در توانم است. دوستت دارم اساس ادامه مطلب ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرشان شریعتی تاريخ: پنجشنبه 9 تير 1401 ساعت: 8:21

امروز صبح جمعه حدود ۷ همه بیدار بودیم. مامان میرزا قاسمی درست کرد و با نون بربری تازه زدیم تو رگ.

برنامه ریزی کردیمو برای تک سانس ۱۱:۲۰ همگی رفتیم سینما تیراژه۲ ، فیلم آهوی پیشونی سفید۲ رو دیدیم.

فیلم خوبی بود و همه رضایت داشتیم. آیلین رو صندلی روی کاپشن خودش و خودت نشست تا قشنگتر بتونه ببینه. نیم ساعت اول آیلین هاج و واج و بدون حرکت فقط نگاه میکرد.هه. بعد یخش وا شد.

فیلمش قشنگ بود و طنز واقعی جامعه در مورد رشوه و ... هم داشت.

این بود از روز جمعه ما.

بوووووس

برچسب: نویسنده: آرشان شریعتی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 7:41

صفحه بندی